۱۳۸۹/۰۴/۱۳

گرامی تر از تو چیست!؟

من هنوز نا تمامم .گفته بودم.نفهمیدی ..سخن که گفتی بیدار بودی اما من خوب یادم هست که صدایت را در ان چرت بعد از ظهر خستگی شنیدم.می دانستم که سکوت من تو را بیشتر از هر چیز خوشحال می کند اما اگر صدایم را نشنیدی به این خاطر بود که چرت بعد از ظهر از تو گرامی تر بود...ان نگاه را می شناسم.افتخار تلاقی نگاهم با ان چشمان تحقیر کنند را داشتم .یادت هست."پسرک شهرستانی "......
هنوز همانم که بودم .با همان بد اخلاقی ها و همان سنت شکنی ها که تو را شاید می شکند .اما چرا در این جدال همیشه خانه های امن را هدف گرفته ای نفهمیدم.نمی فهمم چرا باز امبولانس هایی که مجروح می برند را نشانه می روی.حریم که از آن هر دم دم می زنی تنها مجالیست که تو دم به دم بر شکستنش تیشه می کوبی .
یادم می اید بیدار تر که بودم هر کسی که مرا نا تمام نمی دید راحت کنار می گذاشتم چون من واقعی را نمی دید حتما.
تو هم این بار سخت نگیر .بگذار به چرت بعد از ظهر برسم که از تو گرامی تر است.

۳ نظر:

Anoosh Shapoori گفت...

گاهی وقت ها چرت بعد از ظهر از نان شب هم واجب تر است !

puya گفت...

گرامی تر شاید یه قرار تو کافی شاپ امام رضا که یارو باز بیاد بیرونمون کنه و علی بپیچونه

علي گفت...

ما كه نفهميديم چه مي گي اما محض احتياط دمت گرم