۱۳۸۵/۱۰/۰۴

یلدا بازی پنجشنبه ها

پوتین و انوش عزیز بچه های پنجشنبه را دعوت کرده اند به بازی یلدا البته بچه های بچه های پنجشنبه هر کدام در وبلاگهاشان یا بازی
کرده اند یلدا را، یا بازی خواهند کرد اما خب . . .

1 – به طور کلی علی بدقول ترین ، رضا پر غلط املا ترین و بنده تنبل ترین عضو هستیم و بدین صورت تقسیم کار کاملن صورت گرفته است.

2- در جمع دوستان من (پویاهه) معروف بوده ام به تخم فتنه تا سالها در گروه دوستان هر اتفاق ناخوشایندی می افتاد یا درگیری و دعوایی بود می گفتند که یکسرش زیر سر پویا است
علی اعطا به مارمولک معروف بود بچه ها رفتار او را مثل حزب کارگزاران آن موقع ها تشبیه میکردند می گفتند همیشه می خواهد همه جوانب را با هم داشته باشد
رضا پسر خوشنامی بود و هست هر چند خیلی موقع ها یک طرف دعواها بود
3- اول رضا سیگاری بود بعد علی سیگاری شد بعد من هیچ وقت سیگار نکشیدم و محتاط نشدم.

4- در مورد مجله ادبی عصر پنجشنبه با علی صحبت میکردم که هر دومان متوجه حس مشترکی در مورد روزهای پنجشنبه شدیم . در واقع ایده وبلاگ از اسمش شروع شد.

5- با کلی مکافات وارتان را راضی کردیم زیر سلیقه گرافیکیش بزند و جمله زیر لوگو را بنویسد وقتی گذاشت هم من پشیمان شدم هم علی ، دیگر رویمان نشد بهش بگوییم برش دارد.

دوست دارم دوستانمان دردونه . یک دل کوچولو . تاریکخانه . استامینوفن . جمع نوشت دعوت مان را قبول کنند.

۴ نظر:

vartan گفت...

تا یکسالگی صبر کنید که قالبی جدید تقدیمتان کنم ان وقت جمله را هم حذف می کنم...لول.

پویا گفت...

مرسی از دعوتت عزیز دلم...

پوتین گفت...

لطف شما مایه خوشحالی است . ممنونم

ساز بارون گفت...

اینا اسمش اعترافه؟