۱۳۸۹/۰۲/۲۹

مهندس !

کارکتر شماره 1 - صبح که از خانه بيرون مي آيد لبخندي به لب دارد ، چند دقيقه اي زود تر در محل کار خود حاضر مي شود ، کارمنداني که اندکي تاخير دارند ؛ احوالشان را جويا مي شود که خداي نا کرده اتفاقي برايشان نيافتاده باشد . همواره لبخندي بر چهره و مزاحي هوشمندانه بر لب دارد . تشويق ها را به موعد و تنبيه ها را به تعويق مي اندازد.با گشاده رويي و سلامي گرم با همه برخورد مي کند .
کارکتر شماره 2- دقيقاً سر وقت در محل کار خود حاضر مي شود . به هيچ کس سلام نمي کند و منتظر سلام همه مي ماند . تحت هيچ شرايطي با کسي شوخي نمي کند . لبخند نمي زند . تنبيه ها روزانه و تشويق ها را چند ماهه اعمال مي کند . کساني که تاخير مي کنند ميزان تاخير شان را در سالنامه اي که مخصوص اين کار است يادداشت مي کند .
کارکتر اول را همه مي گويند آدم بي عرضه هر چه هم که بلد باشد و جان بکند هماني که هست مي ماند . کارکتر دوم مي شود آدم جدي و بد خلق ، مي شود مهندسي که توانايي اداره سايت را دارد ، همه از او حساب مي برند و لايق پيشرفت است . چنين است !

۲ نظر:

سپیده شیرخان زاده گفت...

خوب دیگه چه میشه کرد؟

فرض بگیریم که سیستم قضاوتی فرای همین "موفقیت های مشهود و عرفی" برای ارزشگذاری اعمال آدم ها نباشد.

که همینطور هم هست ....و فرضیه ما بیشتر ازینکه از جنس "فرضیات" باشد از جنس "معلومات!" است.

من آدم هایی را که هنوز حیاتشان ایدئولوژیک است "ماموت" لقب داده ام
از دید خیلی ها منقرض شده و از دید اندکی "نادر"!

reza گفت...

می دونی من از این تقسیم بندی موفق و نا موفق بی زارم.مردشور این جور موفقیت.حیف که نئن شب نمی زاره تو روش بگم